جرئت گام برداشتن به دشمنان مکتب قرآن ندهید

شهید محمدحسن اصلانی در وصیت نامه خود آورده است: بار دیگر به برادرانم و دوستانم سفارش می کنم که مبادا سلاح و پرچم من بر زمین بماند و دشمنان مکتبم قرآن و اسلام جرئت گام برداشتن از خود نشان دهند، امید است ان شاءالله دست از یاری این پیر جماران بر ندارید و هرگز خسته نشوید.

به گزارش ایکنا از همدان، به نقل از نوید شاهد، شهید محمدحسن اصلانی، سوم آذر 1344 در روستای عمان از توابع شهرستان رزن متولد شد. پدرش احمدعلی و مادرش بهجت نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند و به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت و سرانجام شانزدهم اسفند 1363 در بمباران هوایی سرپل ذهاب بر اثر اصابت ترکش و سوختگی به شهادت رسید. پیکرش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شده است. در وصیت نامه این شهید آمده است:

«بسمه تعالی

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فِی سَبیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبّهِمْ یُرْزَقُونَ

هرگز مپندارید، هرگز به حساب نیاورید، هرگز خیال و گمان مبرید کسانی که عاشق خدا می شوند و در راه معشوق جان می بازند مرده اند، بلکه زنده و ناظر و شاهد هستند و نزد پروردگارشان روزی می خورند و با اموات فرق دارند.

وصیتنامه ای برای پدربزرگم و پدرم

با درود فراوان به پیشگاه مولا امام زمان(عج) و با درود و سلام فراوان به نایب بر حقش امام خمینی، این وارث خون حسین(ع) و رسواکننده اهریمنان و ستمگران زمان، درود فراوان به ملت شهیدپرور و قهرمان ایران و با سلام و درود فراوان به تمامی جانبازان و مجروحین انقلاب، اسرا، مجروحین، مفقودین و معلولین جنگ تحمیلی و درود فراوان به خانواده های معظم شهدای کربلای ایران و خانواده های گرامی اسرای ایران و سلام بر دلاورمردان عرصه پیکار که لحظه ای در برابر دشمنان قرآن آرام و قرار ندارند و مردانه با کفر ستیز می نمایند و با خون خود خطوط مرزی کشور اسلامی را تثبیت می کنند.

به خدمت پدر بزرگ مهربانم و پدر مهربان و خوبم که مرا چنین تربیت کردید و راه سرخ شهادت را که همانا راه حسین(ع) است بر من نمایاندید و بر من آموختید و به خدمت مادر قهرمانم که همچون زینب(س) قهرمان کربلا مرا در دامن خود پرورش داد و چنین شیری به من داد و لباس رزم بر تنم کرده و روانه میدان کرد تا از حسین زمان یاری کنم.

امام امت خوب فرمود که مرد از دامن زن به معراج می رود. مادر خوبم امیدوارم که فرزندان دیگرت حسین و عباس و علی را نیز هر چه زودتر پرورش داده و همچون علی اکبر لیلا با شهامت آنان را عازم میدان کنی.

خدمت خواهرنم آخرین سلام مرا برسانید و اگر بعد از من رسالت زینبی خود را عهده دار شدند تا نهضت خون بار اسلامی به پیروزی نهایی برسد در روز قیامت بار دیگر به آنان سلام خواهم کرد.

به خدمت برادرانم حسین و عباس و علی امیدوارم همان راهی را که امام حسین و عباس بعد از شهادت امام حسن(ع) طی کردند شما هم بپیمایید و ادامه دهنده نهضت حسین زمان، امام خمینی باشید تا مرا روسفید کرده و نزد سرور شهید حسین(ع) شرمنده نگردم.

از قول من خدمت تمام قوم و خویشان و همسایگان و دوستان سلام برسانید و از طرف بنده حلالیت بطلبید، همان طور هم امید است ان شاءالله خودتان حق خود را بر من حلال کنید.

بار دیگر به برادرانم و دوستانم سفارش می کنم که مبادا سلاح و پرچم من بر زمین بماند و دشمنان مکتبم قرآن و اسلام جرئت گام برداشتن از خود نشان دهند، امید است ان شاءالله دست از یاری این پیر جماران بر ندارید و هرگز خسته نشوید، نماز جمعه و جماعت را فراموش نکنید، آن قدر در دریای خون شنا کنید تا به ساحل نجات برسید و این انقلاب را، چون امانتی عزیز به مهدی موعود(عج) بسپارید.

پدر بزرگ عزیزم و پدر خوب و زحمت کشم مبادا بر مزارم گریه کنید نه هرگز گریه نمی کنید که کوردلان حتی خیال کنند شما ناراحت هستید و آن ها خوشحال گردند، به مادرم و خواهرانم و برادرانم بگویید مبادا بر مزارم بگریند و با این عمل دشمنان اسلام را شاد کنند، ان شاءالله هرگز نمی گریند.

به دوستانم سفارش کنید به دوستان عزیزم که می دانم خواهند گریست مبادا تحمل نکنند و بر مزارم بگریند، چون این راه راه علی(ع) و راه حسین(ع) است. پدرجان مقداری پول به دوستانم بدهکارم از آن بابت که می دانید به مرتضی خازنی 600 تومان و مقدار کمی هم که الان یادم نیست چقدر است به محمد شریک علی و مبلغ 500 تومان هم به برادر عزیزتر از جانم عباس که پس انداز قلکش بود و به من داده است امید است با پرداخت آن ها مرا آزاد کنید.

دیگر عرضی ندارم دیدار ما به روز قیامت، خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار و خداحافظ امام، خداحافظ و نگهدار رزمندگان اسلام، خداحافظ شما.

محمدحسن اصلانی 24 مهرماه 1363»

انتهای پیام

نظرات

captcha